ایشون دکتر جلالی هستند همون که پارسال جایزمون رو دادند

هر چی از خوشبرخوردی و سادزیستی ایشون بگم کم گفتم.

خودتون که دارید می بینید



تاريخ : شنبه بیست و هشتم دی 1392 | 17:58 | نویسنده : بچه های ایران |
زنده یاد عیسی فیوج از نوازندگان کمانچه، سال های آخر عُمر در 
خیابانهای گُرگان نوازندهٔ دوره گرد بود. او زمانی اُستادِ کمانچه، 
خواننده و راوی منظومه های آئینی بود

.‬http://yerta.persiangig.com/master.jpg/thumb



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392 | 14:10 | نویسنده : بچه های ایران |
سلام بچه ها

 وقت جواب ادن نداشتم فقط نظراتو تایید کردم

عزیزان امتحان دارم نمیرسم

قول بعد امتحانا   پانت ثابت دربست در اختیارتونم



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 | 17:41 | نویسنده : بچه های ایران |

وبلاگهاي قابل تقدير

لازم به ذکر است، در اين جشنواره هيئت داوران از عليرضا جلال به عنوان خردسالترين وبلاگنويس با وبلاگ «در قلعه»، توفيق يوري با وبلاگ« پلاک شهيد» به دليل گسترش فرهنگ ايثار و شهادت، رعنا ملتجي و مریم جلال و فاطمه اصغری با وبلاگ «روح زندگی روستا »به دليل توليد مطالب پر محتوا و تحقيقي  در حوزه روستا، رضا عباسي با وبلاگ «90 گرگان» به دليل فعاليت مناسب در فضاي مجازي و پرداختن به موضوعات روستا و شهر ، فرامرز انتظاري با وبلاگ« معلم روستا» به دليل روايت زيبا و دلنشين و مسئولانه  يک معلم از روستا ، عبدالصمد ايري با وبلاگ روستاي «پنج پيکر» به دليل پرداختن به موضوعات  روستا بخصوص عمران و اباداني  در فضاي مجازي، ميلاد مهدياني مدير« سامانه اطلاع رساني بالاجاده » به دليل  برپايي جامعترين سايت روستايي در استان گلستان، موسي عسگري، «مدير سايت روستاهاي ايران »به دليل تلاش در معرفي روستاهاي ايران در فضاي مجازي و علي عمارلو با وبلاگ « بانک جامع روستاهاي طارم زنجان» تقدير کردند.

همچنين در اين جشنواره از وبلاگ نويسي فقيد دکتر ابوالحسن شهواري مدير وبلاگ «کردکوي ، بهشت گمشده » به دليل  توليد و نشر بخشي از فرهنگ بومي محلي و روايتي ماندگار از زندگي روستاييان بخشي از جغرافياي گلستان و با اهدا لوح تقدير به فرزند ايشان تقدير شد و يادش گرامي داشته شد.


بخش شورا و دهياري هيچ برگزيدهاي نداشت

نکته بسيار جالب و قابل توجه اين بود که در بخش شورا و دهياري به دليل عدم کسب امتيازات لازم هيچ اثري برگزيده انتخاب نشد و در اين بخش شميم مهدوي از هرمزگان با وبلاگ شميم کشار، امير فرزانه با وبلاگ جامع  روستاي مهترکلاته و افسانه قجر با وبلاگ سرکلاته نيوز مورد تقدير قرار گرفتند.

برترينهاي در بخش معرفي روستا و فرهنگ بومي

در بخش معرفي روستا و فرهنگ بومي، فاطمه قرباني نصرآبادي با عنوان نگاهي به آداب و رسوم قديم نصرآباديها در نوروز از وبلاگ «پاپولو» به عنوان نفر اول، فاطمه بخشي با عنوان عاروس حمام از وبلاگ« بهشت من» نفر دوم و سيدمجتبي حسيني با عنوان جاذبههاي روستاي لمرد از وبلاگ «روستاي لمرد» در منطقه عشرستاق به عنوان نفر سوم انتخاب شدند.

برترينهاي در بخش کشاورزي و دامداري

در بخش کشاورزي و دامداري، حسين ترابي با عنوان تمام دغدغههاي پسر يک مزرعهدار، روايتگر حماسه از وبلاگ «پسر يک مزرعهدار» مقام اول، علي خورشيدکلايي با عنوان مشکلات شاليکاري در گفتگو با شاليکاران از وبلاگ «نشريه ناور» روستاي محمدآباد گرگان مقام دوم و رحيم ميردار وطن با عنوان شاليزارهاي روستاي وطن از وبلاگ «روستاي زيباي وطن» مقام سوم اين بخش را کسب کردند.

برترينهاي در بخش توانمنديهاي روستا

در بخش توانمنديهاي روستا، يعقوب محمودي با عنوان صنايع روستاي النگ از وبلاگ «النگ روستاي زيبا» مقام اول، فاطمه قرباني با عنوان کشت مکانيزه شالي در نصرآباد از وبلاگ «نگاه حديث »مقام دوم و آريو مصلحي با عنوان شهر و روستا، گامهاي استوار به سوي توسعه پايدار از وبلاگ «خليج گرگان» مقام سوم را کسب کردند.

برترينهاي در بخش مشاهير و نامآوران

در بخش مشاهير و نامآوران، رضا مياندره با عنوان يادي از زنان روستاي يساقي از وبلاگ «طبرستان» رتبه اول، حميدرضا آقاملايي با عنوان فرزندان روستايي گرگان، افتخار ايران از وبلاگ «گرگان يا استرآباد» رتبه دوم و علي بايزيدي با عنوان از روستاي نوکنده تا مرجعيت شيعه در تهران از وبلاگ« استارباد نشريه فرهنگي تاريخي گلستان »رتبه سوم اين بخش را کسب کردند.




تاريخ : جمعه سیزدهم بهمن 1391 | 12:37 | نویسنده : بچه های ایران |
برای دیدن عکس ها در اندازه واقعی روی عکس کلیک کنید



تشکر میکنم از تمام دوستانی که ما رو لایق تقدیر دونستن


 



تاريخ : چهارشنبه یازدهم بهمن 1391 | 20:6 | نویسنده : بچه های ایران |

روستای سیاهمرزکوه

روستاي سياه مرزکوه از بخش مرکزي شهرستان علي آباد روستاي کوهستاني سياه مرز کوه با ارتفاع 1900 متر از سطح دريا، از شمال شرقي به کوه کلاري و از جنوب شرقي به کوه شترپا محدود ميشود. گورستان قديمي با سنگ قبرهاي کهن و منحصر به فرد نشانگر قدمت کهن روستاي سياه مرز کوه است.مردم روستاي سياه مرزکوه به زبان محلي کتولي سخن ميگويند، مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري هستند.


جمعيت روستا عمدتاً در فصول بهار و تابستان در روستا مستقر مي‏شوند و لذا براساس داده‏هاي سرشماري سال 1375 روستاي سياه مرزکوه از جمله روستاهاي خالي از سکنه گزارش شده است. در سال 1385 جمعيت روستا 300 نفر گزارش شده است. بيشتر فعاليت مردم روستا بر رمه‏گرداني استوار است و فعاليت‏هاي باغداري و توليد صنايع دستي نيز رواج دارد.





حدود 5 سال قبل  بود  به همراه خانواده رفتیم به روستای بسیار زیبای سیاهمرزکوه که عمدتا   بهترین زمان برای سفر به این روستا بهار و تابستونه چون که هوای بسیار سرده در این روستا ما یعنی خانواده تصمیم گرفتیم در مرداد , ماه گرم تابستان به روستای سیاهمرزکوه بریم  که واقعا خوش گذشت  ما در یکی از خونه های قدیمی که بافت  خیلی خیلی قدیمی داشت ساکن شدین  پله های چوبی که موقع راه رفتن  صدا میداد  یک  احساس جالب به ادم دست میداد   نرده های چوبی که واقعا قشنگ بود  و داخل خونه بوی دیوار ها و خونه نقلی خوشگل که ادم از نگاه کردنش سیر نمیشد خوردن چایی اتیشی در اون خونه چوبی و گلی واقعا لذت بخش بود.اما در کنار این لذت ها سختی  زنان روستایی رو هم درک کردم برای تهیه غذا و شستشوی ظرف ها واقعا  دست همه  زنان  زحمت کش روستا رو میبوسم  و به همشون میگم خدا قوت

واقعا جالب بود یه روستای کهن با  قبرستان های قدیمی  این نشون دهنده قدمت این روستاست یا ابشار بسیار زیبای این روستا که واقعا خیره کننده بود به قول مامانم میگه که وقتی  وارد این روستا میشی به دلیل اینکه این روستا وسط کوه قرار داره  تشخیص اینکه از کدوم سمت وارد روستا شدی سخته من یه بار به این روستا رفتم ولی خیلی برام  جالب بود امیدوارم بازم بتونم برم  .

فقط از مشکلات عمده ای که این روستا داشت این بود که  زباله ها جوری که باید جمع اوری نمیشد و نمای  زیبای روستا رو  از بین برده بود و اینکه یکی دیگه از مشکلات این  روستا بحث نظافت و بهداشت بود و اینکه متاسفانه در این روستا مغازه ای وجود نداشت ,  البته من 5  ساله که این روستا رو ندیدم امیدوارم این مشکلاتش هم برطرف شده باشه چون واقعا روستای زیباییه اگه کمی به این روستا توجه بشه میتونه مکانی زیبا و جذاب و جالب برای گردشگران باشه به امید ابادی  و توسعه هرچه بیشتر  روستای سیاهمرزکوه و دیگر روستاها



توسعه روستــــــا ها , پیشرفت و آبادانــــــی ایـــــــــران است



منابع:

سایت تخصصی میراث فرهنگی و گردشگری

زرین نامه

کلوپ عکس گرگان



موضوعات مرتبط: مشکلات روستاییان

تاريخ : شنبه نهم دی 1391 | 23:25 | نویسنده : بچه های ایران |

آب گرفتگی یکی از کوچه های روستای اوزینه که عبور ساکنین  این کوچه را با مشکل رو به رو کرد!




موضوعات مرتبط: مشکلات روستاییان

تاريخ : پنجشنبه سی ام آذر 1391 | 18:4 | نویسنده : بچه های ایران |
اسامی شهدای هشت سال دفاع مقدس روستای رحمت آباد در حومه شهر فاضل آباد که به کمک یکی از دوستان عزیزمون بدستمون رسیده:

شهید رمضان بابامحمدی, شهید رمضان قدمعلی صوفی, شهید علی تجری, شهید محمودرضا نوروزی, شهید محمدتقی صفرخانی, شهید عباس قربان چاه کبوتری, شهید حسین صادقی, شهید عزت ا...سمیعی, شهید غلامعلی نادری, شهید ابراهیم تجری, شهید محمدحسین درویش محمدی, شهید رسول کوهکن, شهید حسن عرب امیری, شهید محمدعلی صادقی, شهید وحید گالشی, شهید جواد زاهد

حال جمعی از شخصیت های برجسته فرهنگی هنری منطقه کتول رو به نظر شما میرسونیم:

استاد محمد نظری از خوشنویسان برجسته و متولد سال 1351 در روستای ییلاقی پایین چلی,ایشان در خانواده ای مذهبی و در ییلاق لوکال که سه ییلاق "پایین چلی,طاویر و بالاچلی" آن را محاصره کرده اند,پرورش یافته اند.از سال 84 به کمک جمعی از دوستان همچون استاد عباس فرهادی(شاعر) تشکل نخبگان فرهنگی هنری را پایه ریزی کردند.

شخصیت های مؤثر منطقه کتول دارای ویژگی خاص اجتماعی:

طی سفرر مختصری که به شهر علی آباد کتول داشتیم و مصاحبه ای با جناب آقای زکریا اسفندیاری,معاون اداره مالی دانشکده فنی علی آباد و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی,ایشان که خود فرهنگ عامه کتول رو موضوع پایان نامه شون قرار داده بودند جمعی از شخصیت های مؤثر اجتماعی منطقه کتول رو به ما معرفی کردند که عبارتند از:

آقای حاج علی قلی ایمانی که اداره امور یک مجتمع کشاورزی دامداری را بر عهده دارند و فرهنگی بازنشسته هستند.

آقای علیرضا مهاجر که هم اکنون نماینده ایران در سازمان خوار و بار جهانی (فائو) در ایتالیا هستند.

خانم مهاجر بسطامی که یکی از مراکز تولید لباس را راه اندازی کرده و علاوه بر رفع نیاز مردم اشتغال زایی نیز کرده اند.

هر سه بزرگواری که اسامی آنها گفته شد از روستای مزرعه کتول هستند.و علاوه بر آنها در زمان قبل انقلاب آقایان حاج حسن خان و اسماعیل خان معززی از روستای مزرعه کتول ید طولایی در موسیقی داشته اند.ییلاق آنان روستای بالا چلی به مدت 3 ماه و قشلاقشان روستای مزرعه کتول به مدت 9 ماه از سال بوده است.



موضوعات مرتبط: مشاهير ،نام آوران

تاريخ : شنبه بیست و هفتم آبان 1391 | 14:48 | نویسنده : بچه های ایران |
طی سفری که به شهر علی آباد کتول داشتیم , خدمت آقای  حسینی عکاس چیره دست و توانای این شهر رسیدیم ایشان با نشان دادن چندین عکس  از مناظر طبیعی و ابزار الات سنتی مربوط به روستای منطقه کتول نمای واضحی از زیبایی موجود در اقوام روستا نشین  و حفظ ارزش ها و سنت های این مردمان شیرین سخن در اختیار ما قرار دادند که در این پست سعی داریم شما را با منطقه کتول آشنا  کنیم .

آقای حسینی عکس هایی از طبیعت زیبای  منطقه کتول رو در اختیار ما قرار دادند که با اجازه ایشون ما این تصاویر رو در این وبلاگ به نمایش گذاشتیم تا شما هم از این طبیعت زیبا لذت ببرید:


خانه ای زیبا در دل طبیعت



بدون شرح !



آبشار بسیار زیبای کبودوال



بدون شرح!!!!!



خونه ذوالفقار خان معززی


آبشار چلی



کندوس



وَلیک نا این الوچه جنگلی است که مشاهده میکنید



همچنین آقای حسینی عکسی رو از مراسم عزاداری و نحوه برگزاری مراسم در اختیار ما قرار دادند:


این عکسی که مشاهده میکنید مراسم عزاداری محرم  در یکی از روستاهای کتول است


که این مراسم به سر پا سینه معروف است

 که مردم عزادار طی آن مردان دایره وار میاستند و پشت کمر هم را میگیرند و در حین دور زدن

نوحه سرای میکنند.

فردی که با صدای بلند نوحه سرایی میکند وسط میایستد و کل افراد غالبا دور علم دور میزنند .



وسایل مورد استفاده منطقه کتول و صنایع دستی آنان :


عکس که مشاهده میکنید وسیله ای به اسم دوره را نشان میدهد 

دوره که تشکیل شده از یک تنه درخت که درون ان را خالی میکنند


پاس (اصطلاح علی ابادی)  که به وسیله  است که وقتی  تنه درخت را به وسیله چوب هایی که به صورت بافت که به ان بنرو میگویند  به دور دوره گذاشته اند همانطور که در عکس مشاهده میکینید  پاس را که قطعه چوبیست که  قرار میدهند تا محکم شود شیر از ان بیرون نریزد



و درون دوره یک قطعه چوبی قرار دارد که وسیله ان شیر را  هم میزنند



که که انتهای این چوبه قطعه ای وصل است که به ان پر دوره میگویند




شیر را درون دوره میریزد سپس به وسیله قطعه چوبی اینقدر شیر را هم میزنند تا چربی شیر که همان کره است  جدا شود و سپس دوغ میگیرند



دستگاه نخ ریسی



زن روستایی درحال پخت نان در کنار تنور



دستمال ابریشمی



وسیله ای است که توسط ان پشم ها را  به اصطلاح  شانه میکنند تا اشغال هایش گرفته و تمیز  و مرتب شود



دستگاه پارچه بافی در روستای بالاچلی علی آباد  کتول



این وسیله که لاک نام دارد برای درست کردن خمیر نان تنوری و همچنین ریز کردن قند کاربرد دارد




نگاهی به واژه ها و اصطلاحات موسیقی کتولی:

1-سروانگ:اسم مرکبی از "سر" و "وانگ" که به فارسی امروز "سربانگ" می شود که در لغت یعنی"آواز بلند". در موسیقی کتولی این اصطلاح به حالتی اطلاق می شود که نوازنده نی در صدای اوج با ریتمی خاص,به  خواننده در آهنگ های راست مقام,هشدار و آماده باش برای اجرای آواز می دهد و نیز باعث تحریک و هیجان اوارخوان به ادامه کار می شود.معادل این واژه را به شکل "کله ونگ " شنیده ایم.

2-غریب:در لغت به معنای بیگانه و غریبه است.در موسیقی کتولی,اهنگی بی کلام که با ریتمی متفاوت با دو تار,در موسیقی های مناطق دیگر مثل ترک و ترکمن هم نواخته می شود.

معروف است این آهنگ,روایت چنهانی از عاشقی غریب بوده است که به دیار غربت پناه می برد,ولی دوباره به سرزمین دلبر برمی گردد و او را می رباید و با اسب فرار می کند و این آهنگ یادآور چهارنعل نواختنش می باشد.

3-ورساقی:ورساقی را کنار و پهلوی ساقی معنا کرده اند.این اهنگ بی کلام را شاید بتوان مهم ترین اهنگ کتولی دانست که خود دوازده شاخه دارد و با ریتم های تکراری و گوناگون نواخته می شود.اگرچه وزیر فرهنگ و هنر سابق و بعضی از کردها این اهنگ را حماسی و رزمی فرض کرده اند و حتی آن را با آهنگ"جلوشاهی" خود مقایسه نموده اند,ولی برداشتی که از این آهنگ بر می خیزد,به حال و هوای عرفانی با مفاهیمی چون فراق و کوچ با بغضی پنهان و در گلو مانده همراه است.نوازندگان کتولی بر این باورند که این آهنگ غیر از چیرگی در تکنیک,تزکیه ی نفس و تجربه روحی می طلبد.

4-چکه سماع: "چکه" به معنی "کف زدن" و یا صدای حاصل از کف زدن می باشد و"سماع" در این جا به معنای رقص و پایکوبی می باشد.این مراسمی است که در چشن های شاد و به ویژه عروسی ها مثل آوردن داماد از گرمابه بوده,ولی اصل آن مربوط به زنان است.چکه سماع ریشه در ایین های باستانی ایرانی ها دارد.

5-نی بیت:این اسم مرکب از"نی" و "بیت" تشکیل شده است.نی که همان ساز معروف چوپانان است,ولی گبیت" در ادبیات فارسی به شعری گفته می شود که با آواز و ساز اجرا می شود.به قول مولانا در مصراع "رستم از این بیت و غزل" یعنی از این شعر عاشقانه که با موسیقی اجرا می شود رهایی یافتم.

واژه "بیت" در کتولی به شکل"بید"[BID] تلفظ می شود و این اجرا ,نی و دوبیتی های عاشقانه,"نی بید" گفته می شود.این اجرا که اغلب دونفره است,با فرم خاصی از نشستن اتفاق می افتد و از کشمکش انسان با زندگی و طبیعت و رازهای درونی اش روایت می نماید.این مراسم اصیل یکی از نمادهای هویتی کتولی ها می باشد.

6-کله کش:این اسم مرکب از "کله" به معنی بلندی وی بالایی و "کش" به معنای سینه,پهنای قله کوه تشکیل شده است.فضای مسطح در نوک قله را"کله کش" می گویند.ددر موسیقی کتولی "کله کش" آوازی است در اوج و بسیار کشیده که دارای حزنی نفس گیر و ژرف می باشد.اشعاری سوزناک با این آهنگ اجرا می شود.دوبیتی هایی که با این آهنگ خوانده می شود,بخشی کتولی اند و بعضی فهلویاتی اند که با گویش کتولی اجرا می شوند.

7-سر گریه:به معنی "گریه بلند" می باشد,یعنی ناله و گریه ای با صدای بلند.این آهنگ از ریز مقام های کله کش بلند محسوب می شود که ظاهرا بر سر مردگان به وسیله زنان به شکل سوگواره اجرا می شده است.این آهنگ با دو تار اجرای اصیل تری دارد.

8-یار خدیجه:این آهنگ احتمالا از دلبری گمنام و خدیجه نام گرفته شده است.این آهنگ در موسیقی های دیگر ,مثل کردی و ترکمنی نیز ردپایی دارد,روایت پنهان این آهنگ بی کلام,وصف یک دلبر گمنام و شادی از شوق وصال را تداعی می نماید.

9-شترناز:چرس کاروان های شتر آن هم در مجاورت خراسان ترکمن,برای گوش خنیاگران کتولی آشنا بوده است و نیز جایگاه شتر در فرهنگ ایرانی_اسلامی غیر قابل انکار است.شتر به حساسیت در برابر موسیقی شهرت دارد,داستان حدی خوانی و تلف شدن شتران در کتاب کشف المحجوب علی هجویری معروف است و حکایت زانو زدن شتر در مقابل ابن آهنگ کتولی با اجراب استاد اسماعیل معززی برای کتولی ها ضرب المثل است.

10-راست: واژه "راست" در موسیقی ایرانی به معنای دستگاه یا مقامی است که اجرایش سخت تر از دیگر دستگاه ها و مقام ها است,به همبن دلیل اجرای موسیقی در "راست پنجگاه" کمتر دیده می شود که محمدرضا لطفی گرگانی اجراهایش در این راستا شهرت دارد.

اما درموسیقی مقامی کتولی,"راست" معنایی خلاف این موضوع را دارد.مقام راست در موسیقی کتولی به معنای اجرای مقامی سر راست و آسان است.پس "راست مقام"یعنی مقام سر راست.

همانگونه که مستحضرید موسیقی فیلم پایتخت توسط گروهی از دوستان کتولی ساخته شده است ک این هنرمندان عبارتند از:1-سید احمد حسینی(متولد 1349 در روستای بالاچلی کمالان) نوازنده و مدرس دوتار,رئیس انجمن موسیقی,مدیر خانه ی سوره کتول و دبیر دو جشنواره موسیقی کتولی 2-حسن انصاری(متولد 1347 در روستای چلی) نوازنده و سازنده چیره دست نی 3-علی اصلانی کتولی (متولد 1353 روستای پیچک محله) نوازنده قدرتمند کمانچه,دوتار,نی و ویلن.4- سید مطلب حسینی(متولد 1343 روستای بالاچلی)خواننده ی محلی 5-سید حسن حسینی(متولد 1346 روستای بالاچلی)خواننده و نوازنده شمشاد می باشند.

موسیقی فیلم با تکنوازی نی هفت بند حسن انصاری (سروانگ نی) اوج می گیرد و خواننده با آوای "امان امان"(گل امان) کار را در حالی ادامه می دهد که منطق موسیقی کتولی در این هنگام دوبیتی خوانی(بیت خوانی)را می طلبد ولی به یک باره کار قطع می شود و دوتار سید احمد با آهنگ "یار نارنجی" همراه با پسگویی گروه تهرانی ادامه می باید.البته اصل شروع شعر یار نارنجی اینطور است:

"یار نارنجی خانم,زیر جامه نارنجی" که به نظر می رسد در سریال اینطور تغییر کرده است:

"یار نارنجی جونوم,گل جامه نارنجی" که به نظر می رسد در اجرای سریال,این آهنگ یک پرده بم تر شده بود.

مطالب ذکر شده در زمینه موسیقی با همکاری استاد ارجمند جناب آقای عباس فرهادی و همچنین جناب مهندس صدقی فراهم گردیده است از این دو دوست بزرگوار کمال تشکر را داریم.

با تشکر فراوان از آقای حسینی 



منبع : طی مصاحبه ای که در علی آباد کتول با جناب آقای احمد حسینی داشتیم  ایشان تصاویری را که خود تهیه کرده بودند و همچنین به همراه توضیحاتی در اختیار ما قرار دادند





موضوعات مرتبط: معرفی روستاو تاریخ و فرهنگ بومي محلی

تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 | 22:28 | نویسنده : بچه های ایران |
 

ظروفی که در منطقه استفاده میشد  

 


 

دوش دره(کوله پشتی)

 چادر شب که از آن برای بستن رخت خواب هاهم استفاده میشد

 چادر شب. که از آن به عنوان بقچه هم استفاده میشد

 سفره قند. که در آن قند ریز میکردند . بندی که در اطراف آن است  باعث میشود پارچه عین یک کیسه جمع شود  و هر وقت می خواهند قند ریز کنند  عین یک سفره باز میشود


رو بالشتی. با گلدوزی مخصوص منطقه



موضوعات مرتبط: معرفی روستاو تاریخ و فرهنگ بومي محلی

تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 | 21:42 | نویسنده : بچه های ایران |


نمایی از زمین های کشاورزی شاهکوه

 بیان مشکلات کشاورزی و دامداری

1- به دلیل کمبود امکانات در روستاها   با مهاجرت روستاییان به شهر ها مواجه هستیم  با ید توجه داشت که روستاییان علاقه ای به ترک خانه و زمین خود ندارند.هرچند دولت خدمتگذار در طی سال های اخیر اقداماتی انجام داده است اما باز هم با مهاجرت روستاییان مواجه هستیم.

2-  وقتی  که دام علف را میخورد  باعث می شود که علف دوباره جوانه بزند اما اگر علف  توسط دام خورده نشود  بوته ها بیش از اندازه بلند شده و کم کم  بحالت پوسیدگی میرسند و ریشه آنها از بین میرود و به عبارت این بوته ها هستند که  از بین می روند در حالی که چرای دام ها در مراتع ممنوع است.

 

3-در تمام مسیر جاده های روستایی  به علت بی توجهی رهگذران  اطراف جاده ها از زباله هایی نظیر پلاستیک و مواد یک بار مصرف پوشیده میشود  که برای دام ها و سایر حیوانات بسیار مضر است  علاوه بر این که این آلودگی ها به سلامت روستاییان آسیب خواهد زد.

4-مسافرانی که از جاده های روستایی گذر میکنند بدون توجه به  اهمیت  و خاص بودن طبیعت  منطقه دست به آسیب زدن به گیاهان و درختان کمیاب منطقه میزنند  نظیر درخت اورس که یک درخت کمیاب  می باشد  و یا گیاهانی نظیر گون  که یافتن مقصران عبوری و جبران نقص آنها کاری است بس مشکل.

5- در محیط های مختلف ایضا به دلیل کم سوادی و سادگی.  افراد روستا مورد بی احترامی قرار میگیرند و از الفاظ نامناسبی نظیر دهاتی و.. در برخورد با آنهااستفاده می شود. در حالی که اگر همین روستایی نباشد همان آدم ها نان خوردن ندارند چه بسا فرهنگ سازی مناسبی در باب این موضوع د ررسانه ها انجام گیرد.

6- کشاورزانی که می خواهند کشاورزی خود را مکانیزه کنند  با مشکلات مالی مواجه هستند و به دلیل کمبود سرمایه متوسل به روش های  سنتی می شوند و در اکثر مواقع برای دریافت کمک هزینه های مورد نیازشان دچار مشکل هستند                                        

 

 طرح حای ابتکاری و ویژه

یکی از کشاورزان در منطقه شاهکوه  در زمین خود باغ میوه ای را   ایجاد کرد و در عین حال در  اطراف درختان  در زمین باغ یونجه کاشت   که در حین آبیاری هم درختان آبیاری می شدند هم یونجه ها و از هردو در آمدی بدست می امد البته با توجه به اینکه یونجه خود قوت بخش زمین است

 

جلو گیری از تغییر کاربری اراضی

با توجه به هجوم شهر نشینان به  روستاهای خوش آب و هوا و کوهستانی و پیشنهاد قیمت های وسوسه کننده به روستاییان   زمین های کشاورزی را خریداری کرده و به ساختن ساختمان می پردازند در عین حال که با خود زندگی شهری و آلودگی ها  را به روستاها می آورند و شکل طبیعی روستاها را از بین برده و باعث ز بین رفتن زمین  های کشاورزی می شوند چه بسا ژست شهری آنها و برخوردشان با طبیعت اطراف بسی مشکل سازست

 همچنین این تغییر کاربری ها در بین افراد روستا همه گیر شده و زمین های کشاورزی یک به یک  از بین می روند و توسعه و تولید داخلی است که به خطر می افتد

آنچه نوشته شد برگرفته از سخنان روستاییان بود.



نمایی از زمین های کشاورزی شاهکوه


منبع : طی مصاحبه هایی که که با  چند تن از کشاورزان داشتیم
 و اینکه عکسها توسط خودمون تهیه شده  اگه خواستین استفاده کنین ذکر منبع یادتون نره

موضوعات مرتبط: کشاورزي و دامداري

تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 | 20:14 | نویسنده : بچه های ایران |

منو گرافی شاهکوه

شاهکوه روستایی است کوهستانی واقع در البرز مرکزی که از شمال به گرگان و از جنوب شرقی به شاهرود و از جنوب غربی به دامغان می‌رسد. و از نظر تقسیمات استانی در حوزه استان گلستان قرار می‌گیرد. این روستا در ارتفاع ۲۰۰۰ متری دریا قرار دارد و با شهرهای گرگان و شاهرود ارتباط زمینی از طریق راه آسفالت دارد. شاهکوه به علت موقعیت کوهستانی خود دارای تابستان هایی معتدل و زمستان هایی سرد است و مردم آن به کارهای کشاورزی و دامپروری اشتغال دارند. در پاییز و زمستان مردم این منطقه به علت سردی هوا و عدم امکان کشت‌وکار به شهرهای گرگان و شاهرود کوچ می‌کنند. اما در تابستان شاهکوه جمعیت فراوانی را در خود جای می‌دهند و جمعیت آن به حدود پانصد خانواده می‌رسد. شاهکوه نخستین روستای اینترنتی ایران است. امکانات و ارتباطات اینترنتی در این روستا پیش از بقیه روستاهای ایران فراهم آمد و کلاسهای بزرگ آموزش اینترنت در این روستا پیر و جوان را به خود کشانده است.


در روستا شاهکوه گونه ای درخت وجود دارد که فقط مخصوص این ناحیه است نام این درخت اورس است

اورس، گونه ای سرو است كه در مناطق كوهستانی می روید و در برابر بدی آب و هوا بسیار مقاوم است.

که عکس ان را مشاهده میکنید

آداب و رسوم  

عروسی

در قدیم بزرگان فامیل جمع می شدن و برای پسر، یک دختر رو که بنا به نظر خودشون مناسب می دیدن انتخاب کرده و برای خواستگاری به خونه دختر می رفتن. بعد از دریافت جواب مثبت، خانواده پسر اقوام خود و همه اهالی ده رو توسط یکی از جوونای فامیل به مهمونی دعوت می کرد و غذایی برای پذیرایی از اونها آماده می کرد و مقداری از غذا رو برای خانواده دختر می فرستاد.
اسم این غذا " راضی پلو " بود!
بعد از اون خانواده داماد برای عروس یک دست لباس کامل همراه با برنج و گوسفند و روغن و نخود، کشمش و شیرینی به عنوان " عروس دیدنان " و یا " نشان کن " می بردند.
همچنین قبل از مراسم عروسی هدایایی برای خانواده عروس به نام " خروار " می فرستادن که این خروار شامل نان مخصوصی به نام " کماج " که از آرد و شیر و روغن درست می شد به همراه شیر و سرشیر و روغن وماست بوده که سوار بر یک الاغ به خانواده عروس تقدیم می کردن و خانواده عروس هم این هدایا رو بین فامیل تقسیم می کرد.
وقتی که روز عروسی نزدیک می شد بعد از مطلع کردن خانواده عروس یک شب به خونه دایی یا عموی عروس می رفتن و بعد از پذیرایی روز عروسی رو تعیین می کردن و شیربها از طرف پسر به پدر عروس تقدیم می شد.
فردای اون روز تعدادی از فامیل عروس و داماد جمع می شن و لیست لوازمی که عروس و داماد احتیاج داشتن تهیه کرده و برای خرید به نزدیکترین شهرستان می رفتن و این کار 2 تا 3 روز طول می کشید.
بعد از فراغت از خرید خانواده داماد یک خیاط رو به خونه می آورد تا برای عروس و داماد لباس مناسب بدوزه و اقوام داماد هم بنا به وسع خودشون هدیه ای مثل پول یا گوسفند و ... می دادن.
2 روز قبل از عروسی گروهی از دختران از طرف فامیل داماد به خونه عروس رفته و عروس رو به حمام می بردن و این مراسم به " مادرشوهر حمام " و به زبان محلی " شومار حمام " معروف بود!
روز قبل از عروسی طی مراسمی به نام "روز حمام " داماد رو به حمام می بردن. به این صورت که بزرگان فامیل جمع می شدن و داماد رو وسط مجلس می نشوندن و و یه کلاه گرد روی سرش و یه لباده مخصوص دامادی بر دوشش می ذاشتن و با گروهی از جوونای ده همراه با خوندن شادباش و دایره و تنبک اون رو روونه حمام می کردن. بعد از برگشتن جلوی پای داماد گوسفند قربونی کرده و براش اسپند دود می کردن و روی سرش پول می ریختن وشادباش گویان و و با آواز به سمت خونه دایی یا عموی داماد که اونجا رو " داماد خونه " می گفتن، می رفتن.
در محل داماد خونه تنها جوونا و مردای فامیل دوطرف جمع شده و مشغول شادی و تفریح می شدن.
تو همون روز مراسم مشابه ای بین خانم ها برگزار می شد و عروس رو به خونه خاله یا عمه عروس که " عروس خونه " نامیده می شد می بردن.
شب، مراسم حنابندان این طور اجرا می شد که ابتدا دست های داماد رو حنا می بستن. برای این کار از یک پارچه مخصوص که از جنس اعلا ابریشم یا مخمل تهیه می شد به نام پارچه " حنابند " روی دست های داماد می پیچیدن و بستگان با شمع و مشعل و حنا و نقل و با شادباش به منزل عروس می رفتن. در عروس خونه، بعد از پذیرایی مفصلی که از مهمون ها میشد یکی از بزرگترها از طرف داماد مقداری پول به دست عروس می داد به نام " کف دستی " تا عروس راضی به گذاشتن حنا بشه!
دستهای عروس رو حنا می بستن و داماد به دیدن عروس می رفت.
روز عروسی ابتدای صبح مادر عروس غذایی درست می کرد به نام " دختر پلو " و مقداری از اون رو برای عروس و دخترهای همراهش و مقداری رو برای داماد و ساقدوش هاش می فرستاد.
همچنین از طرف عروس یه سینی تهیه می کردن که شامل پسته، بادام، تخم مرغ رنگ کرده، نبات، نخود و مقداری پول بود و برای داماد می فرستادن. داماد مواد خوراکی رو برمی داشت و بر روی پول ها مقداری پول اضافه می کرد و به عروس برمی گردوند!
همون روز بعد از نهار داماد رو به میدان محله می بردن و مراسم مسابقه کشتی بین جوونا برگزار می شد و به برنده هدیه و انعام می دادن. این هدیه پول یا گوشت بود و اون رو " بیراق " می نامیدن. تو همین مراسم همه مدعوین بنا به وسع خودشون به داماد هدیه ای می دادن به نام " جریمه " که این جریمه هر چیزی مثل گوسفند، کره، پنیر، کشک و پول رو شامل می شد و اکثرا هم پول می دادن!
شب عروسی عروس رو با زلف و کجک و سرخاب و سفیداب بزک می کردن و از خونه داماد برای عروس یک دست لباس می فرستادن. عروس رو روبند می بستن و چادر روی سرش می نداختن و با خوندن رباعی راهی خونه داماد می کردن:
زیبا سمنی قدم به گلزار کشید
از منزل باب خود چرا بار کشید
از منزل باب خود اگر بار کشید
از آب طلا نقش به دیوار کشید
و همچنین این شعر رو می خوندن:
از این کوچه بردند ماه ما را
گل خوش بوی خاطرخواه ما را
شما که بردین خیرش رو ببینین
پریشان کردید احوال ما را
وقتی عروس با همراهانش به سمت خونه داماد می رفتن داماد بین داه عروس رو متوقف می کرد و به طرف عروس انار و سیب پرتاب می کرد و مردان خانواده عروس با کت های خودشون از عروس حفاظت می کردن!
مجددا عروس به راه می افتاد و بستگان داماد با اشعاری ورودش رو خوش آمد می گفتمن:
ای نو نهال به روضه رضوان خوش آمدی
ای تاجدار سوره قرآن خوش آمدی
بی تو صفا نداشت گلستان گل ازار ما
مجنون صفت به ملک غریبان خوش آمدی

سه روز بعد از عروسی پدر دختر، عروس و داماد رو برای نهار دعوت می کرد و چیزی از اموال خودش رو که از پدر و پدرانش به او به ارث رسیده به عنوان ارثی به داماد هدیه می کرد. چیزی مثل یک تخته قالیچه یا یک سماور و ...
...
پ.ن1: مراسم ازدواج بزرگترین عموی من که حدود 35 سال پیش بوده آخرین عروسی بود که به این شیوه برگزار شد!
پ.ن2: خیلی وقتا به این موضوع فکر می کنم که چی شد که این آداب و رسوم قشنگ جاشو به مراسمی که این روزا تو اکثر خانواده های مسلمون ایرانی برگزار میشه داد و اینکه چطور جوونا دلشون میاد که شروع یکی از مقدس ترین اتفاقات زندگیشونو با به گناه آلوده کردن خودشون و دیگران شروع کنن...


عزاداری

از اول  تا دهم محرم هر روز تعزیه یکی از چهره های کربلا به پا بود از طفلان مسلم تا علی اکبر ابوالفضل و قاسم  و روز دهم که تعزیه امام حسین بود
هم چنینهر روز مراسم عزاداری و روضه خوانی به پا ود
 اول روز پایین حسینیه(حسینیه حاج نوروز)روضه میخواندند و بعد بالا حسینیه (حسینیعه حاج قربان)و بعد چند مراسم دیگر ک در خانه ی اهالی بود به تکیه رفته نماز خوانده و ناهار می خوردند
 از نکته های جالب نحوه ی شام دادن بود مردها در یک غرفه پیر مردان در غرفه ای دیگر و کودکان در غرفه ای  سهم بچه ها را در مجمع ریخته و بچه ها چند نفری در یک ظرف غذا میخوردند
 در روز نهم بعد از مراسم همیشگی  به علم گردش می پرداختد و می خواندند
این علم از کیست که بی صاحب است این علم از ماه بنی هاشم است
 در روز دهم تکیه غوغایی بود هرکه نذری داشت می آورد.
 نخل درست می کردند و کودکی  10 12 ساله را بر ان مینشاندند که جیب هایش پر از کاه بود  و حینی که نخل در حرکت بود بر سر کاه میریخت
 اما دسته های سینه زنی.دو دسته  میشدند
با این سبک دسته اول میخواندند برادر حسین جان  بیا تا بوسم گلو ی شریفت وصیت نموده ز من مادر تو و دسته دو م پاسخ میدادند
 برادر حسین جان  فدای سر تو  بیا  تا ببوسم حسین حنجر تو
اسبی را ذو الجناح درست می کردند هرکه خانه اش پارچه داشت می اورد با ان اسب را می اراستند اسب را برای تعزیه می بردند 
 و مراسم تمام میشد .

مصاحبه شده با خانم حلیمه عباسی

بازی های های محلی

زنانه درنه بازی:یک ریسمان که یک سر آن به میخ دیوار وصل بود و سر دیگر آن در دست کسی  و اطرافیان  درو آن فرد بودند  و به او ضربه میزدند او باید ریسمان را به کسی که به او ضربه میزد میداد و رها میشد
 حساب حسوب: بعد ااز ناهار 13 بدر زنان به باغ میرفتند  در بین نو عروسان   درنه بازی  میکردند  و میگفتند ححساب حساب حساب حسوبه
 پش له پشو: ۴۰نفر از زنان ردیف می نشستند و چشم یکی را میبستند یک نفر می آمد و به دست او ضربه میزد میرفت سر جایش می نشست گرگ بازی ما باید میفهمید که این کار را کرده
حمام حمامو و.........
 مردانه کلات دمبه:پسر ها جمع میشدند و کلاه یکی را از سرش میگرفتند و  به هم پاس کاری میکردند تا صاحب کلاه بالاخره کلاهش را میگرفت
چوگل بازی
 بجول بازی: یک قطعه از استخوان گوسفند ک شکل سر بز را داشت میگرفتند و به قسمت های مختلف آن اسامی حیوانات را میدادند و  پرتاب میکردند و حدس میزدند قرار است چه  حیوانی رو شود

مصاحبه با خانم حلیمه عباسی و کلثوم عباسی

شعر های محلی

مرم شاهکوه شعر های  بسیاری دارن  که در مناسبت های مختلف یا  بازی های خود میخوانند که بسیار هم زیبا هستند

معرفی سبزی ها با شعر

آقای فیلم بردار بیاموی شاهکوه

 اون جه هست همش چکل چشمه و کوه

سبزی های اونجه هستن

اناریجه هو  شویدو گندمو

 مرغ النگ ئو شنگیو شن گذرو

 داروی اونجه هستن

متیتا خاکشیر خورد تخم

ملکی نون پنیرو 

 بار تنگو سرجارو ی خش بو

مردم اونجه بدشان انه

 از آدم زور گو

مردم هستنم اونجه

خش اخلاق و راستگو

 هرچی بدشان انه از ادم دراغگو

 یه شعر دیگه که در بازی ها خوانده میشود:


شعر یکی از بازی ها

السلام و علیک قر قربان

علیک سلام چه چرمیان

کلاه اوردیم عاروس ر بردیم

کلاه خدتان بر سر خدتان 

ارزنیتان گرانیتان

پینه به پشت زانوتان

 دختر ما شاه می بره

بهر تماشا میبره

پسر شما عرقیه

 شو ها ب چنگ بازیه

روزا کنار قاضیه

غذای محلی

ماش پتی , قروت او , گوشت تهچین , تاس کباب , شنگی چلو , سرشو چلو , آش کشک , عاریشه ,

 عاریشه غذایی است ک از لور و آرد و شکر درست می شود. و اما لور ماده ای شبیه پنیر است که از جوشاندن آب پنیر به دست می آید. در روستا هیچ چیز به هیچ بهانه ای  بی مصرف نمی ماند.


نام این غذا عاریشه است

یه ضرب المثل هم دارن که میگن عاریشه بخور همیشه بخور 


                 

 نون های فتیر                                                      

تفاوت نان فتیر با نان کمبه در ظاهر شبیه هم هستن اما چون در هنگامی که خمیر اماده است کمی به ان استراحت می دهند تا به اصطلاح ور بیاد  این خمیر مخصوص نان کمبه است اما خمیری که بلافصله بعد اماده شدن دیگه ور نمیاد   برای تهیه نان فتیر استفاده میکنند.


دوستان عزیز این مطالب و عکس   توسط خودمون جمع اوری شده طی مصاحبه ای که با خانم ها حلیمه عباسی و کلثوم عباسی شد  لطفا در صورت کپی برداری ذکر منبع کنید

با تشکر



موضوعات مرتبط: معرفی روستاو تاریخ و فرهنگ بومي محلی

تاريخ : جمعه نوزدهم آبان 1391 | 14:43 | نویسنده : بچه های ایران |



جامه زنانه

جوراب پشمی



جامه مردانه


پیراهن و روسری سیاک دوزی شده (سیاه دوزی شده)

روسری سیاک دوزی شده


چادر محلی

 لم چغا و کلا  گوشکی

  شلوار پشمی

 پاتو ا . و روش بستن آن



این عکس ها توسط خودمون گرفته شده لطفا در صورت کپی برداری ذکر منبع کنید ممنونم
موضوعات مرتبط: معرفی روستاو تاریخ و فرهنگ بومي محلی

تاريخ : پنجشنبه هجدهم آبان 1391 | 14:9 | نویسنده : بچه های ایران |



به حرف های من خوب نگاه کنید صدای آب و بازی  باد لا به لای ابــــــر ها و صدای جیرجیرک تنها میان

عــلفزار  و صدای سکوت شب و نهایت زنــــــــــــدگی

و صدای شیرین بــــزرگ مـــــــردی که استکان چای را بر زمین گذاشته و بیل خود برداشته

و یا عـــــــــــــلی

نفس صـــــــبح را شروع میکند.

و تلالوء نگاه مهربان زنــــــی چارقد بسته که راهی میشود با او

اینان ستـــــارگان من هستند این این نقش ستـــــارگان من در بوم روستای من است.

زندگی من , روح من و جان من بی دریغ از غریبه , ساده و بخشودنی

در بوم روستای من هر نفـــــسی جا دارد هر نفسی این بـــــــوم را تقــــــدیم تو میکنم.





عکس منظره ای از منطقه شاهکوه

منبع عکس: تهیه شده توسط  مدیریت وب


موضوعات مرتبط: معرفی روستاو تاریخ و فرهنگ بومي محلی ، کشاورزي و دامداري ، مشاهير ،نام آوران

تاريخ : یکشنبه چهاردهم آبان 1391 | 14:17 | نویسنده : بچه های ایران |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.